بتن معمولي ساخته شده از سيمان پرتلند داراي محيطي قليايي است كه سببرويين شدن سطح آرماتورها ميشود ، اما با حضور يون كلرور در بتن لاية رويين سطح آرماتورها ، از بين رفته و خوردگي آغاز ميشود . بر اثر خورده شدن آرماتورها حجم آنها افزايش يافته و فشار زيادي را در داخل بتن به وجود ميآورند ( در حدود MPa 32 ) . اين فشار ، باعث ايجاد تنش كششي زيادي در بتن ميشود كه در نتيجه آن ، بتن خرده شده و ترك ميخورد . احتمال وقوع خوردگي ، بستگي به ميزان كلرور موجود در بتن دارد كه با درصد وزن كلرور نسبت به وزن سيمان سنجيده ميشود (W % ) و در انگلستان به صورت زير طبقهبندي شده است :
الف ) اگر وزن كلرور موجود در بتن كمتر از 4/0 درصد وزن سيمان باشد احتمال وقوع خوردگي كم است .
ب ) اگر وزن كلرور موجود در بتن بين 4/0 ـ 1 درصد وزن سيمان باشد احتمال وقوع خوردگي متوسط است .
ج ) اگر وزن كلرور موجود در بتن بيشتر از 1 درصد وزن سيمان باشد احتمال وقوع خوردگي زياد است .
موسسه FHWA در امريكا ، مقدار بحراني يون كلرور را جهت ايجاد خوردگي 2/0 درصد وزن سيمان اعلام كرده ، و مقرر داشته است كه اگر مقدار يون كلرور موجود در سطح پل كمتر از 15/0 درصد وزن سيمان باشد هيچ خطري از جانب خوردگي آن را تهديد نميكند ، در صورتي كه مقدار آن بيشتر از 3/0 درصد وزن سيمان باشد بايستي در مورد تعويض سطح پل اقدام كرد . در ايالت اهايون ، امريكا اگر سطح بتني پلي در تمام عمق بتن سطح بيش از 25/0 ـ 15/0 درصد وزن سيمان يون كلر داشته باشد ، كلاً تعويض ميگردد كاملاً مشخص است كه احياي چنين سازههايي از نظر اقتصادي حايز اهميتاند .
روشهاي مختلفي براي جلوگيري از خوردگي آرماتورها پيشنهاد شده است ، اما تنها روش مؤثري در متوقف كردن خوردگي آرماتورها بدون توجه به مقدار يون كلرور موجود در بتن حفاظت كاتدي ( CP ) است .
روش حفاظت كاتدي فولادهاي مدفون در خاك و آب ، مثل خطوط لوله ، اسكلهها ، مخازن ذخيره و سازهاي ديگر كلاً شناخته شده است ، روش حفاظت سازههاي بتني در برابر خوردگي است .
حفاظت كاتدي براي حفاظت تعداد زيادي از سطح پلها و ديگر سازههاي وجود در امريكا و كانادا مورد استفاده قرار گرفته است ( متجاوز از100 مورد در سال 1986 گزارش شده است ) . استقبال زياد از اين روش نشاندهنده موفقيت روش حفاظت كاتدي بتن مسلح ارائه ميشود .
در روش حفاظت كاتدي با پايين آوردن پتانسيل فلز از پتانسيل فعال خوردگي به پتانسيل غير فعال باعث توقف كامل خوردگي فلز ميشود . سادهترين روش حفاظت كاتدي آرماتورها ، اتصال قطب منفي منبع تغذيه جريان مستقيم ( DC ) به آرماتورهاي داخل بتن ( كاتد ) و متصل كردن قطب مثبت منبع تغذيه به آندي است كه با سطح بتن در تماس است .
مزيت اقتصادي حفاظت كاتدي :
جهت روشن كردن گسترش روز افزون خطر خوردگي ناشي از وجود كلروردار در بتن ، ساختمان چندين طبقه London office را كه در ساخت قطعات بتني پيش تنيده آن از كلرور كلسيم استفاده شده است ، به عنوان نمونه مورد بررسي قرار ميدهيم . اين ساختمان 26 سال پيش ساخته شده است . سيزده سال بعد اولين سري تعميرات آن شروع شد . سطوح خرد شده تعمير گر ديد و با تلاش فراوان سعي كردند تا از رطوبت بتن بكاهند و بدين ترتيب از شدت خوردگي كاسته گردد . چهار سال قبل پيمانكار ، آخرين سري تعميرات همين ساختمان را شروع كرد . از آن به بعد يك گروه تعميراتي پيوسته مشغول تعمير تركه او ريزشهاي بتن نماي ساختمان بوده است . آنها اخيراً دهمين دوره تعميرات متداول خود را به پايان رساندهاند . حتي كيفيت خوب تعميرات هم نميتواند جلو خرابيها را بگيرد ، خطر خوردگي پيوسته ادامه دارد و بازرسيهايي كه هر سه ماه يك بار انجام ميشود سطوح جديدي كه دچار خوردگي شدهآند ، نمايان ميشوند .
در جدول 1 مخارج تعميرات اين ساختمان با مخارج حفاظت كاتدي آن مقايسه و نشان داده شده است كه حفاظت كاتدي در يك دوره چهار پنج ساله ارزانتر تمام ميشود . علاوه بر جنبه اقتصادي ، مزيت ديگري نيز دارد و آن بهبود نما و زيبايي ساختمان بر اثر پوشش رنگي مورد استفاده در حفاظت كاتدي است ، در ضمن نيازي به ادامه تعميرات كه كار مشكلي است نخواهد داشت .
جدول 1 : مقايسه اقتصادي بين دو روش حفاظت كاتدي و انجام تعميرات مداوم
مخارج ساليانه ( قيمتهاي 1986 )
سال اول سال دوم سال سوم سال چهارم سال پنجم ارزش كل
ارزش ثابت
1) استفاده از تعميرات مداوم 62500 62500 62500 62500 62500
2) استفاده از حفاظت 250000 1000 1000 1000 1000
كاتدي 254000
همچنين به نظر ميرسد كه اين روش يكي از متداولترين و موثرترين راههاي مبارزه با حملة عوامل كلرور دار باشد ، استفاده از حفاظت كاتدي بارها ارزانتر از تعميرات تمام ميشود. بخصوص اگر تعميرات ساختمان مانند تعميرات هشت سال اخير ساختمان مذكور باشد. از ديد صاحب كار در نظر اول هزينة حفاظت كاتدي بسيار زياد به نظر ميرسد و در اغلب موارد احتياج به توجيه اقتصادي براي حفاظت كاتدي هر سازهاي احساس ميگردد، تا استفاده از روش حفاظت كاتدي توجيه گردد.
بررسي واكنشهاي شيميايي و اصول خوردگي
كليات :
هدف از اين فصل، توضيح ساده اصول خوردگي براي مهندسين سازه است كه اطلاعات كمي در زمينه مسائل خوردگي دارند ولي داراي زمينة كافي در علم شيمي هستند. جهت روشن شدن نقاط مبهم مثالهايي هم زده شده است.
مدل پيل خوردگي
آند :
عده زيادي از خوانندگان راجع به فلزات، يونهاي فلزي و مسائلي از اين قبيل در كتابهاي شيمي درسي مطالعاتي داشتهاند. يك مثال در اين مورد عبارت است از خورده شدن مفتول مسي، زماني كه آن را داخل محلول نمك مس فرو ميبريم، اتمهاي مس تمايل زيادي به از دست دادن الكترون و تبديل شده به يون مس و يونها تمايل به گرفتن الكترون و تبديل شدن به اتم مس را دارند. اين واكنش دو طرفه توسط فرمول زير بيان ميگردد.
(1)
در يك نيم پيل پس از رسيدن به حالت تعادل، ديگر واكنشي انجام نميشود. با قرار دادن يك كاتد ( بعداً درباره آن توضيح داده ميشود) ميتوان واكنش را به سمت يك واكنش پيوسته هدايت نمود.
اين پديده به دلايل زير تاكنون آن گونه كه بايد و شايد معرفي نشده است:
1) شيميدانها اين پديده، يعني واكنشي كه در آن يك اتم الكترون از دست داده و به يك يون مثبت تبديل شود، اكسيداسيون ميگويند. و به اتمي كه الكترون از دست داده باشد، ميگويند كه آن اتم اكسيده شده است. (مثلاً به اتم مس كه الكترون از دست بدند و به يون مثبت تبديل گردد ميگويند كه مس اكسيد شده است).
2) شيميدانها ( كساني كه در زمينه حفاظت كاتدي كار ميكنند) از آن به نام جريان جاري نام ميبرند كه جهت آن خلاف جهت جريان الكترونهاست . اين اصطلاح براي بسياري از شيميدانها و مهندسين، نامأنوس است و به همين جهت از به كار بردن آن در اين بحث خودداري ميكنيم.
پژوهشگران براي آنكه مثالي در مورد فلز، يون فلزي و نيم پيل عنوان كرده باشند، غالباً از مس، سولفات مس يا كلرور جيوه جهت تشكيل نيم پيل براي نشان دادن خوردگي فولاد در بتن استفاده ميكنند. ( ASTM C876 )
هدف ما بررسي خوردگي فولاد موجود در بتن مسلح است كه مختصراً شامل آهن، يون آهن و نيم پيلي است كه سمت چپ شكل 1 ملاحظه ميشود. واكنش اين نيم پيل مطابق فرمول زير است :
(2)
زماني كه واكنش از چپ به راست صورت پذيرد، اكسيداسيون انجام ميشود و الكترود مانند آند عمل ميكند. بنابراين، خوردگي در آند اتفاق ميافتد. ( در علم شيمي، يوني را كه داراي بار مثبت شد، كاتيون و يون با بار منفي را آنيون مينامند.)
كاتد :
به الكترودي كه تمايل به گرفتن الكترونهاي حاصل از واكنش آندي دارد كاتد ميگويند.
واكنش كاتدي در اكثر واكنشهاي شيميايي خوردگي آهن در بتن، مطابق فرمول زير است:
(3)
احتياج اين واكنش به آب و اكسيژن باعث اين تصور غلط ميگردد كه اين دو ماده عامل اصلي زنگ زدن فولادند، اما بايد توجه داشت كه خوردگي ايجاد شده نتيجه فعاليت آندي آرماتورها بوده و تركيب آب و اكسيژن موجود در كاتد در ايجاد خوردگي ، مستقيماً اثري ندارند. در حقيقت، در اكثر مواقع پس از خورده شدن فولاد حجم آن زياد ميشود كه باعث ايجاد تركهايي در بتن ميگردد. بر اثر به وجود آمدن تركها، نفوذپذيري بتن افزايش يافته، به دنبال آن فولاد براحتي با اكسيژن هوا تركيب شده و زنگ آهن قرمز رنگ Fe 203 توليد ميشود.
به دليل آنكه آب و اكسيژن هر دو به حالت گازي موجودند و بهترين بتنها هم نسبت به گازها نفوذناپذيرند، ايجاد واكنش كاتدي در بتنهاي مسلح به سادگي امكانپذير است. اما براي محدود كردن مقدار اكسيژن در دسترس كاتد روشهايي موجود است كه عبارتند از : استفاده از نسبت آب به سيمان كم جهت تهيه بتنهاي مجاور با آب دريا و استفاده از مكانيسمهاي ( ساز و كار) منهدم كنندة اكسيژن.
شدت خوردگي نسبت مستقيمي با بزرگي كاتد دارد. ( چون كاتد عامل موثري در دسترسي به آب و اكسيژن است) كه جزئيات آن در ادامه اين بحث آورده شده است. جلوگيري از رسيدن آب و اكسيژن به سطح آرماتورهاي داخل بتن مسلح ، يكي از روشهاي مهمي است كه بايد به آن توجه داشت.
الكتروليت :
مايع واسط بين واكنش آندي و كاتدي كه يونها در آن جابجا ميشوند را الكتروليت ميگويند.
الكتروليت، يونهاي منتشره را از خود عبور ميدهد و بنابراين بايستي داراي مقداري آب و مقدار كمي يون محلول در آب باشد تا يونها توسط آن بتوانند جريان يابند.
پيل كامل :
پيل كامل خوردگي فولاد در بتن، به صورت شماتيك در شكل 1 و به صورت واقعي در شكل 2 نشان داده شده است. اين پل داراي آند ، كاتد و الكتروليت است كه قبلاً تك تك آنها را توضيح دادهايم. كاتد معمولاً فلزي است، اما لزومي ندارد كه از جنس آهن يا فولاد باشد. جهت انتقال الكترونها از آند به كاتد به فلز رسانا و جهت انتقال يونها از آند به كاتد و بالعكس به الكتروليت نياز داريم. آرماتورهاي موجود در بتن مسلح كار انتقال الكترونها و رطوبت موجود در داخل بتن، كار الكتروليت پيل در انتقال يونها را انجام ميدهند.
از پيل خوردگي چندين نتيجة مهم عايدمان ميگردد كه عبارتند از :
1- آند و كاتد از هم مجزا هستند . فاصل بين آنها ممكن است در حد ميكرون ( براي ميكروپيلها) و در حد متر يا كيلومتر (براي ماكروپيلها) متغير باشد.
2- در محل خوردگي آند نيازي به اكسيژن نيست . بلكه همان گونه كه توضيح داده شد حضور اكسيژن در آند ميتواند سبب محدود شدن يا قطع خوردگي گردد.
3- بطريق زير ميتوان فعاليت پيل را متوقف كرد ( جريان خوردگي را متوقف نمود):
الف) با قطع ارتباط الكتريكي بين آند و كاتد ( قطع فلز رسانا)
ب) با ممانعت از رسيدن اكسيژن به كاتد
ج) خشك كردن محيط بين آند و كاتد در پيل ( چون جهت انتقال يونها بين آند و كاتد به الكتروليت نياز است) .
در اكثر خوردگيهاي الكترو شيميايي آرماتورهاي بتن مسلح ، سطح آند در مقايسه با كاتد نامحدود و برعكس سطح كاتد محدود است . متاسفانه بر اثر برداشت اشتباه از مكانيسم (سازوكار) واكنش خوردگي در كارهاي اجرايي براي جلوگيري از خوردگي اقدامهايي انجام شده كه منجر به خرابيهاي فاجعهآميز گرديده است. مثلاً با رنگ كردن قسمتي از سطح آند، ضريب سطح كاتد به سطح آند افزايش يافته و در نتيجه خرابي بيشتري باعث شده است. روش مناسب جهت جلوگيري از رسيدن آب و اكسيژن به كاتد، رنگ كردن سطح كاتدي است.
رويين شدن :
تاكنون يكي از عوامل موثر پديده خوردگي را در نظر نگرفتهايم ،اين عامل موثر رويين شدن سطح فولاد است. خورده شدن فولاد موجود در بتن (آند) در محيط شديداً قليايي متوقف ميگردد ( در صورت زياد بودن PH الكتروليت سطح فولاد رويين ميشود) مگر اينكه عوامل فعال كننده جهت ادامه واكنش خوردگي به اندازه كافي موجود باشند.
در اكثر مراجع علمي به ايجاد يك لايه اكسيد آهن گاما ( ) كه در سطح آهن ايجاد ميشود و از خورده شدن آن جلوگيري ميكند. رويين شدن گفتهاند اين خاصيت دقيقاً مشابه قلع اندود كردن مس و ايجاد يك لايه بسيار نازك از اكسيد قلع در سطح مس براي حفاظت مس و همچنين آب كروم دادن آهن و ايجاد يك لايه اكسيد كروم در سطح آن ( فولاد ضد زنگ) است. در شكل 3 لايه يكنواخت اكسيد آهن گاما كه در سطح آهن ايجاد شده نشان داده شده است. ( برا روشن شدن مطلب اين لايه با بزرگنمايي زيادي در شكل نشان داده شده است)
در اينجا واكنشي شبيه آنچه در شكل 2 ايجاد كاتد كرده اتفاق نميافتد.
اخيراً ثابت شده است كه پديده رويين شدن همواره به صورتي كه در بالا توضيح داده شد صورت نميگيرد. به عبارت ديگر براي رويين شدن فلز لازم نيست كه حتماً بر روي آن يك لايه اكسيد آهن گاما ايجاد شده باشد. در هر حال، توجه به اين نكته ضروري است كه بر اثر وجود اكسيژن در آند، واكنش خوردگي و اكسيد آهن توليد شده باعث رويين شدن فولاد ميگردد. در اين واكنش به گاز اكسيژن نيازي نيست و آب مورد نياز جهت ادامه حيات پيل هم توليد ميشود. واكنش رويين شدن فولاد مطابق فرمولهاي زير است:
(4)
(5)
خاصيت رويين شدن فولاد در بتن، به ما امكان استفاده از ميليونها تن بتن مسلح را داده است. به دو علت فولاد ، رويين شدگي خود را از دست ميدهد:
1- بر اثر نفوذ دي اكسيد كربن موجود در هواي محيط به داخل بتن خاصيت قليايي خميرة سيمان خنثي ميشود. اين عمل در بتنهايي با نسبت آب به سيمان كم داراي سرعت بسيار كمي حدود چند ميليمتر در سال است ( بر اثر اين واكنش PH خميرة سيمان به حدود 9 ميرسد) بر اثر كاهش PH محيط لاية رويين سطح فولاد خاصيت خود را از دست داده و از بين ميرود. در بتنهاي سبك ملاتها سرعت كربناته شدن بيشتر از بتنهاي معمولي است كه دليل آن تخلخل بيشتر بتنهاي سبك و ملاتها نسبت به بتن معمولي است .
2- لاية رويين با تهاجم يونهاي اسيدي از بين ميرود. يونهاي كلرور و برومور تنها يونهاي مهاجم به بتنهاي معمولياند.
نكته قابل توجه اينكه هنوز پژوهشگران در مورد مكانيسم عمل يونهاي كلرور و برومور كه لاية رويين سطح فولاد را از بين ميبرند به نقطه نظر واحدي نرسيدهاند.
لاية رويين سطح فولاد را از بين ميبرند به نقطه نظر واحدي نرسيدهاند.
توسط اداره راه و دايره استاندارهاي ايالت كاليفرنيا مطالعاتي انجام گرفته است،كه نشان ميدهد اگر غلظت يون كلرور به اندازه 2/0 وزن سيمان باشد باعث از بين رفتن لاية رويين سطح فولاد داخل بتن ميگردد. اما بيشتر اين مطالعات شامل موارد توزيع غير يكنواخت يون كلر در بتن ميشوند. براي ايجاد خوردگي در فولاد بتن مسلحي كه يون كلر از توزيع يكنواختي در آن برخوردار است، به مقدار بيشتري يون كلر نياز دارد.
پتانسيل خوردگي و رابطه با شدت خوردگي :
طرز كار پيل الكترو شيميايي دقيقاً مثل يك مدار الكتريكي است. در اين مدار بين آند و كاتد جرياني عبور ميكند، بدين صورت كه الكترونهاي اضافي توليد شده در آند توسط رساناي فلزي كه آند و كاتد را به هم متصل ميكند به طرف كاتد ميروند و در آنجا توسط كاتد داخل الكتروليت ميشوند. به نيرويي كه اين جريان را ايجاد ميكند نروي الكترو موتوري يا emf ميگويند. نيروي الكتروموتوري ، حاصل واكنشهاي شيميايي پيل الكتروشيميايي است .
مقدار نيروي الكتروموتوري نميتواند معياري براي شدت خوردگي باشد بلكه اين نيرو با انرژي پتانسيل فقط باعث واكنش در جهت خاصي ميگردد .
شدت خوردگي بستگي به مقدار واقعي جريان گذرنده از مدار پيل الكترو شيميايي دارد كه طبق قانون فارادي محاسبه ميگردد .
(6) W = K I t
در فرمول بالا W وزن فلز خورده شده ، K ضريب هم ارز الكترو شيميايي ، I شدت جريان گذرنده از مدار و t مدت زمان عبور جريان هستند .
عوامل مؤثر در ميزان خوردگي فولاد :
در ميزان فعاليت يك پيل خوردگي عوامل زيادي موثرند. مهمترين اين عوامل عبارتند از:
1 ) . ضريب سطح آندي به سطح كاتدي .
2 ) . پولاريزاسيون .
3 ) . مقاومت الكتريكي الكتروليت .
1 ـ ضريب سطح : شدت خوردگي به شدت جرياني كه از پيل ميگذرد بستگي دارد . اگر براي جريان ثابتي سطح آندي نسبت به سطح كاتدي افزايش يابد ، چگالي جريان در سطح آند كاهش مييابد .
كاهش چگالي جريان در سطح آند باعث كاهش شدت خوردگي آند ميشود .
2- پولاريزاسيون : پولاريزاسيون الكترو شيميايي با تغيير پتانسيل يك الكترود بر اثر عبور جريان را ميتوان به دو گروه فعال و متمركز تقسيم كرد. پولاريزاسيون فعال توسط واكنشهاي الكترو شيميايي پي در پي كه در سطح مشترك الكتروليت و الكترود فلزي انجام ميشوند كنترل ميگدند. پولاريزاسيون متمركز توسط واكنشهايي كه باعث انتشار يونها در الگتروليت ميشوند كنترل ميگردند. معمولاً در سطح الكترود ، پولاريزاسيون فعال و متمركز همزمان اتفاق ميافتند، ولي معمولاً در واكنشهاي ضعيف پولاريزاسيون فعال و در واكنشهاي شديد پولاريزاسيون متمركز كنترل كنندهاند. پولاريزاسيون كل يك الكترود مجموع پولاريزاسيون فعال و متمركز است.
رويين شدن نوع خاصي از پولاريزاسيون فعال به علت ايجاد يك لاية نازك (عايق) در روي سطح الكترود فلزي است. حدس زده ميشود كه ضخامت لاية رويين حدود 30 آنگستروم يا حتي كمتر از آن باشد. زماني كه اين لايه آند يا كاتد به اندازه كافي ضخيم گردد باعث كاهش جريان و يا قطع كامل آن ميگردد، در اين صورت واكنش پيل متوقف ميشود. لايه رويين سطح فلز به دو صورت از بين ميرود كه عبارتند از :
1) تمركز يونها
2) PH الكتروليت
3) مقاومت الكتروليت : يكي ديگر از عوامل موثر در شدت خوردگي مقاومت الكتريكي الكتروليت است. از آنجايي كه جريان ناشي از خوردگي توسط يونهاي موجود در الكتروليت هدايت ميشود، مقاومت الكتريكي الكتروليت در شدت خوردگي موثر است. مقاومت الكتريكي الكتروليت به عامل زير بستگي دارد :
- درجه حرارت الكتروليت
- رطوبت الكتروليت
- مقدار يونهاي موجود در الكتروليت
- شدت خوردگي نسبت عكس با مقاومت الكتريكي الكتروليت دارد .
نقش كلرورها در ايجاد خوردگي :
بر اثرز وجود يونهاي كلرور در بتن مسلح ، خوردگي آرماتورها شديداً افزايش مييابد.
اكثر قريب به اتفاق پژوهشگران متفق القولند كه يونهاي كلرور عمدتاً نقش كاتاليزور ررا در واكنش خوردگي ايفا ميكنند. هرچند، تاكنون نتوانستهاند نقش دقيقي را كه يونهاي كلرور در اين واكنش بازي ميكنند ، مشخص نمايند.
اثر هدايت الكتريكي الكتروليت :
بتن مانند يك الكتروليت عمل ميكند كه داراي مقاومت الكتريكي ويژة بسيار متفاوتي است. پژوهشگراني كه بر روي بتن مطالعه ميكنند موفق شدهاند مقاومتهايي از حدود 10000 تا 10000000 اهم –سانتيمتربرايبتنهاييبامقداررطوبتويونهايمتفاوتبهدستآورند. افزايشدرجهحرارت،رطوبتزيادووجوديونهاييمثليونهايكلرورداردربتن،باعثكاهششديدمقاومتالكتريكيبتنميشوند. استفادهازضريبآببهسيمان زياد ، وجود يونهاي كلروردار در مصالح و رطوبت زياد بتن، كه در كارهاي اجرايي رايج است، كمترين مقاومت الكتريكي را به دست ميدهد. در صورتي كه از ضريب آب به سيمان كم ، نگاهداري خوب از بتن، تا مدتي پس از بتنريزي و قرار دادن بتن در محيطي خشك بيشترين مقاومت الكتريكي به دست ميآيد. استفاده از پودر سيليس به عنوان مادة افزودني به بتن باعث افزايش باور نكردني مقاومت الكتريكي بتن ميشود.
سلسله واكنشهاي شيميايي خوردگي :
جهت روشن شدن نحوة اثر يونهاي كلرور دار در واكنش خوردگي ، بهتر است واكنشهاي اساسي را كه در پيل الكترو شيميايي صورت ميپذيرد مورد بررسي قرار دهيم. عملاً واكنشهايي كه انجام ميگيرند بسيار پيچيدهاند، اما چكيدة آنها در زير توضيح داده شده است.
در آند ، يون فلزي با از دست دادن الكترون و اكسيد شدن در الكتروليت حل ميشود.
(7)
در كاتد ، اكسيژن محلول در آب با گرفتن الكترونهاي حاصل از واكنش آندي و تركيب شدن با آب، توليد يون هيدروكسيل مينمايد:
(8)
با عبور يونهاي منفي هيدروكسيل از داخل بتن ( كه كار الكتروليت را انجام ميدهد) و رسيدن به آند، مدار برگشت جريان تكميل ميشود. سرعت عبور يونها از داخل بتن به درجه حرارت ، مقدار رطوبت ،غلظت يونها و نفوذ پذيري بتن بستگي دارد. اين سلسله واكنشها را ميتوان با در نظر گرفتن نيروي الكتروموتوري ( emf) ، شدت جريان الكتريكي و مقاومت الكتروليت توسط قانون اهم مدل كرد.
در آند ، يون با كاتيون تركيب شده و هيدروكسيد آهن Fe (OH)2 را كه در آب محلول است توليد ميكند.
(9)
همچنين ، هيدروكسيد آهن توليد شده با اكسيژن تركيب شده و اكسيد آهن قرمز رنگ (زنگ آهن) را كه در آب نامحلول است توليد ميكند. اما تا زماني كه بتن ترك نخورده است، اكسيژن به راحتي نميتواند به آند برسد و بنابراين هيدروكسيد آهن توليد شده به همان صورت در بتن باقي ميماند.
اثرهاي عمومي كلرورها :
نظر اكثر پژوهشگران بر اين است كه ، واكنش خوردگي توسط يون كلرور با از بين بردن لاية نازك اكسيد طبيعي موجود در سطح آرماتورها شروع ميشود، اما لزومي ندارد كه اين عمل مستقيماً بر اثر واكنش يونهاي كلرور و كاهش خاصيت قليايي الكتروليت صورت بگيرد. هم اكنون عدهاي از پژوهشگران به اين نتيجه رسيدهاند كه يونهاي كلرور با گذشتن از لايه رويين سطح آرماتورها مستقيماً عمل ميكنند. اين نظريه اولين بار توسط هار بيان گرديد. اما تا به حال اين مكانسيم ( ساز و كار ) اين عمل كاملاً شناخته نشده است. اخيراً اوهاما و اوگرا نظريهاي دربارة پيوند ميكروسكوپي بين سطح آرماتورها با خميرة سيمان ارائه دادهاند. در اين باره نظريه ديگري مبني ر اثرهاي غلظت موضعي يون كلرور در سطح مشترك مابين الكتروليت و لاية نازك اكسيد آهن موجود است كه دليل از بين رفتن لاية رويين را كاهش PH بتن ، در فصل مشترك فولاد و الكتروليت ميداند.
نقش يونهاي كلروردار در خوردگي فولاد :
يون كلرور در واكنش خوردگي فولاد نقش يك كاتاليزور را به عهده دارد. يون كلر با اكسيد كردن آهن يون مركب و ناپايدار را توليد ميكند كه در آب محلول است.
با حل شدن در آب و انجام واكنش با يونهاي هيدروكسيل موجود در آب، Fe(OH)2 توليد ميشود. بر اثر اين واكنش ، يون آزايد و آمادة واكنش مجدد ميگردد. همچنين در اين واكنش يونهاي هيدروكسيل مصرف ميشود و از قابليت بتن كاسته ميگردد.
(10)
(11)
الكترونهاي توليد شده در معادله 10 از طريق آرماتورها به سطح كاتدي جريان مييابند . بر اثر تمركز يونهاي كلريد و كاهش موضعي PH، واكنش خوردگي ايجاد ميگردد .
هيدروكسيد آهــن توليــد شده Fe (OH ) 2 آماده تركيــب شــدن با اكسيــژن
( سوختن ) و توليد تركيبهايي از قبيل Fe (OH ) 3 و Fe203 و Ff304 است . در صورت عدم دسترسي به اكسيژن ، Fe ( OH )2 به همان صورت در بتن باقي ميماند .
ذكر چند مثال علمي از ايجاد پيل خوردگي در بتن :
در مقالاتي كه راجع به خوردگي فولادهاي موجود در بتن مسلح منتشر ميشوند ، گزارشهاي متقاضي راجع به رفتار فولاد موجود در سازههاي بتن مسلح در تماس با آي دريا در برابر خوردگي درج گرديده است كه توجه به آنها ضروري به نظر ميرسد . جهت توجيه رفتار فولادهاي داخل بتن مسلح مجاور با آب دريا ، در اينجا نمونهاي را مورد بررسي قرار ميدهيم . در شكل 4 فولادهاي موجود در سازه سمت چپ كاملاً در زير سطح دريا قرار دارند ، بنابراين مقدار اكسيژن موجود رد بتن جهت ايجاد كاتد كافي نيست . به علت كمبود اكسيژن در بتن ، پيل خوردگي فاقد كاتد فعال بوده و در نتيجه ، خوردگي در فولاد ايجاد نخواهد شد ، در سازه سمت راست ، قسمتي از سازه بيرون از سطح آب دريا قرار گرفته است بنابراين اكسيژن موجود در اتمسفر در آن قسمت سازه كه بيرون از آب قرار دارد نفوذ كرده و نياز فعاليت كاتدي به اكسيژن را تامين مينمايد . بدين ترتيب آرماتورهاي موجود در آن قسمت از سازه كه بيرون سطح آب قرار دارند كاركاتد ، آرماتورهاي موجود در آن قسمت از سازه كه درعمق آب قرار دارند كارآند ( به دليل وجود يون كلرورو عدم حضور اكسيژن ) ، خود آرماتورها كار انتقال جريان الكتريكي ، و رطوبت موجود در بتن ، كار الكرتوليت را انجام ميدهند . بدين ترتيب يك پيل الكتروشيميايي ايجاد ميشود كه نتيجه آن ايجاد خوردگي شديد در فولادهاي داخل بتن است .
مطابق تحقيقاتي كه به عمل آمده است سازههاي بتن مسلحي كه تا سطح دريا ادامه دارند فولادهايشان تا عمق 6 متري سطح دريا خوردگي ميشوند .
در شكل 5 يك قطعه بتن مسلح كه آرماتورهاي آن توسط پوكسي پوشيده شده نشان داده شده است . اين قطعه از طرفي تحت تاثير بارهاي ديناميكي و از طرف ديگر ، تحت تاثير محلول نمك ( يون كلرور ) قرار دارد . همانگونه كه در شكل مشاهده ميكنيد خوردگي در محلي كه آرماتور تحت كشش قرار دارد ، ايجاد ميگردد . دليل آن احتمالاً تغيير شكل طولي فولاد و ايجاد تركهاي مويين در لايه سطحي اپوكسي است . در محل تركهاي به وجود آمده در بتن ، به علت در دسترس بودن اكسيژن ، كاتد ايجاد ميشود . نتيجه نهايي خورده شدن فولاد تحت كشش و سالم ماندن فولاد در قسمت ترك خورده است . اين مسئله براي كساني كه از رفتار الكتروشيميايي پيل خوردگي اطلاعي ندارد ، ثقيل است . نظر آنها بر اين است كه چون فولاد در محل تركها با اكسيژن در تماس است ، بايد اكسيده شود .
حفاظت كاتدي بتنهاي مسلح با استفاده از پوششهاي رسانا
كليات :
بتنهاي معمولي محيط بسيار مناسبي جهت فولادهاي داخل سازههاي بتن مسطح بندرت دچار خوردگي ميشوند مگر زماني كه بتن مسطح داراي كلرور باشد . زماني كه كلرورها به سطح فولاد ميرسند باعث از بين بردن لايه رويين سطح فولاد دارد ، اين افزايش حجم باعث ايجاد فشار بسيار زيادي حدود Mpa 32 در بتن ميگردد . بيشتر تركها و خردشدنهاي بتن ، در امتداد آرماتورها بر اثر اين نيروي انبساطي است . معمولاً آستانه شروع خوردگي جدي كلرورها وجود kgm3 77/0 رمون كلرور در بتن است . در ابتداي واكنش خوردگي سرعت واكنش شديد است . يونهاي كلرور به طرفي خورده شدهآند ( آند ) مهاجرت ميكنند و باعث افزايش شديد غلظت يون كلريد در آن محل ميشوند . علاوه بر اين ، PH اطراف محل خوردگي با PH بقيه نقاط بتن تفاوت دارد . آزمايشها نشان دادهاند كه PH سطح مشترك ما بين فولاد ، زنگ آهن و بتن مجاور آرماتورها حدود 3 يا كمتر است ، در صورتي كه
PH در بقيه ، نقاط بتن 12 و حتي بيشتر است ( ويرماني ، جونز 1984 ) . در ابتداي واكنش سطح آند بزرگ است . بدين علت واكنش با شدت زيادي انجام ميگيرد .
شدت خوردگي به مقدار يـونهاي موجود در بـتن مــقدار اكسيژن موجود در سطح فــلز
( كاتد ) ، PH بتن و مقاومتالكتريكي بتن بستگي دارد (ACI222R – ) و مقاله براون و كسلر 1975 ) .
براي مشخص كردن ميزان فعاليت خوردگي فولادهاي بتن مسطح ، داشتن ان مشخصات ضروري است . نحوه انجام واكنش خوردگي فولادهاي بتن مسطح ، داشتن اين مشخصات ضروري است . نحوه انجام واكنش خوردگي فولادهاي بتن مسطح اساسً مثل واكنش پيل الكترو شيميايي اما در مقياس بزرگ است . قسمتي از آرماتورها را كه يونهاي كلرور در آنجا جمع شده و با آن تماس پيدا ميكنند ، آند ميگويند .
( سطحي كه خورده ميشود ) . به قسمتي از فولاد كه غلظت يون كلر در آن كم يا ناچيز است ، كاتد ميگويند ( سطحي كه خورده ميشود ) . به قسمتي از ولاد كه غلظت يون كلر در آن كم يا ناچيز است ، كاتد ميگويند ( سطحي كه سالم ميماند ) . رطوبت موجود در بتن عيناً نقش الكتروليت در پيل شيميايي را ايفا ميمكند . خوردگي واكنشي الكترو شيميايي است كه بر اثر عبور جريان الكتريسيته از آند به الكتروليت و از آنجا به كاتد ايجاد ميگردد . شناخت جزئيات سطوح آندي و كاتدي از طريق به دست آوردن نقشه پتانسيل طولي امكانپذيراست، پتانسيل الكتريكي فولاد داخل بتن نسبت به الكترودمبنا ( CUSo4 ـ Cu ) مقايسه ميشود . اگر پتانسيل نقطهاي در حدود 250 ميلي ولت يا مقادير مثبتتر از آن باشد ( مقادير بزرگتراز 250 ـ ميلي ولت تا صفر ) اين نشان دهنده عدم خوردگي آن نقطه ( كاتدي بودن ) است . اگر پتانسيل نقطهاي نسبت به الكترود مبنا ( CUSo4 ـ Cu ) حدود 350 ـ ميلي ولت يا مقادير منفيتري باشد ( مقادير كوچكتر از 350 ميلي ولت ) در آنجا خوردگي ايجاد ميگردد ( منطقه آندي ) كربناته شدن بتن ممكن است باعث تغيير پتانسيلي حدوداً برابر با 100 ميلي ولت در الكترونگاتيوي آند و كاتد گردد . به علاوه ، اختلاف پتانسيلي حدوداً برابر200 ميلي ولت يا بيشتر بين اند و كاتدي كه به هم نزديك باشند ( فاصله حدود 15 تا 30 سانتيمتر ) را ميتوان دليل فعال بودن پيل خوردگي دانست . زماني كه غلظت يون كلرور افزايش يابد و ميزان اكسيژن هم زياد شود فعاليت خوردگي در سطح وسيعي و با شدت زياد انجام ميگيرد .
كنترل خوردگي :
نمك موجود در داخل بتن مسلح ، سرچشمه اوليه ايجاد خوردگي در فولادهاي داخل بتن مسلح است . يونهاي كلرور بطرق مختلف به داخل سازههاي بتن مسطح نفوذ ميكنند .
- ريختن نمك بر روي يخ موجود در سطح پلها جهت آب كردن آن .
- شستن سطح بتن
- قرار گرفتن بتن در مجاورت دريا .
- ايجاد ترك در بتن مسلح و نفوذ كلرور به داخل تركها .
- شور بودن سنگدانههاي تشكيل دهنده بتن .
معمولاً با جلوگيري از ورود نمك به بتن و آلوده كردن آن ميتوان جلو خوردگي فولادهاي بتن مسلح را گرفت . چنين كاري را ميتوان با استفاده از پوششهاي محافظ بتونهكاري سطح بتن ، باز دارندهها ، سطوح محافظ و چيزهاي شبيه به آنها در ساختمانهاي جديد به كار برد . اما در ساختمانهاي موجود كه از قبل يونهاي كلر در بتن آنها موجود است ، اين كارها بينتيجه ، استفاده از پوششهاي سطحي در بتني كه داراي يون كلر است بيفايده است .
اداره مركزي بزرگراههاي امريكا ( FHWA ) پس از تحقيقات و آزمايشهاي فراوان ، دستورالعمل زير را منتشر نمود ( بارن هارت 1982 )
ـ روشهايي مثل استفاده از پوششهاي سطحي بتن و پوششهاي ضد آب در آزمايشگاه و در عمل جهت محافظت فولادهاي داخل بتن در برابر خوردگي آزمايش خوبي را پس دادهاند .
ـ تنها روش مؤثر جهت متوقف كردن خوردگيفولادهاي سطح پلها كه در بتن آنها نمك رسوخ كرده باشد ، بدون توجه به مقدار يونهاي كلرور موجود در بتن آنها ، حفاظت كاتدي است ( جديداً عبارت آخر اضافه شده ) .
از آنجا كه اين دستورالعمل در سال 1982 صادر شده و از آن زمان تا به حال تكنولوژي پيشرفت غير منتظرهاي كرده است ، امروزه مؤثرترين و با صرفهترين وسيله جهت كنترل خوردگي فولاد در بتنهاي آلوده به كلرور ، حفاظت كاتدي است .
حفاظت كاتدي :
تاريخچه حفاظت كاتدي به سال 1824 . زماني كه سرهامفري ديوي و ميشل ارادي اولين سيستم حفاظت كاتدي را طراحي و نصب كردند ، بر ميگردد . ( تقريباً مصادف با زماني كه جوزف آسپدين از انگلستان اولين سيمان پرلند را ساخت ) .
كاربرد روش حفاظت كاتدي جهت كنترل خوردگي در سازههاي مختلف بسرعت گسترش يافت ( مثلاً در خطوطه لوله ، بدني كشتي ، مخاذن ذخيره ، سكوهاي اسحلي ، لنگرگاههاي و ترمينالهاي دريايي ، تاسيسات نيروگاههاي برق ، پالايشگاهها ، صنايع شيميايي ، صنايع غذايي و موتورخانهها ) . در حقيقت مشخصه بارز و منحصر بفرد ، روش حفاظت كاتدي جهت كنترل خوردگي ، استفاده از جريان الكترو شيميايي خوردگي براي مبارزه با خوردگي است .
حفاظت كاتدي داراي اصول سادهاي است . خوردگي يك واكنش الكترو شيميايي است كه بر اثر عبور جريان الكتريسيته از الكتروليت ( مثل خاك ، آب ، محلولهاي مختلف يا بتن ) ايجاد ميگردد . جريان الكتريكي بين سطوح فلزي كه داراي اختلاف پتانسيلاند ايجاد ميگردد .
اختلاف پتانسيل بر اثر عوامل بسيار زيادي ايجاد ميگردد كه مهمترين آنها عبارتند از : عوامل محيطي ، مشخصات متالوژيكي ، غلظت نمك ، مقدار اكسيژن ، حرارت ، ساختار بنيادي فلز ، سرعت حلاليت و ميزان ناخالصي فلز . اما در صورت علت اساسي خوردگي همان واكنش الكتروشيميايي است كه با ايجاد جريان از سطح الكترود به داخل الكتروليت است خوردگي ايجاد ايجاد نميشود .
اگر يك جريان الكتريكي از خارج به پيل خوردگي متصل شود باعث تغيير پتانسيل الكتريكي ( ولتاژ ) آند و كاتد ميگردد . اگر ما بگونهاي باعث تغيير پتانسيل گرديم كه اختلاف پتانسيل بين آند و كاتد صفر شود ، آنگاه هيچ جريان الكتريكي نخواهيم داشت كه نتيجه آن متوقف شدن خوردگي است . در حقيقت تعريف حفاظت كاتدي عبارت است از تغيير پتانسيل كاتد و رسانيدن آن به پتانسيل آند .
طرز عمل حفاظت كاتدي بدين صورت است كه ، جريان الكتريسيته بين سطوح آندي و كاتدي باعث كاهش اختلاف پتانسيل اين دو سطح ميشود . زماني كه اختلاف پتانسيل بين آند و كاتد صفر گردد هيچ جرياني نميتواند وجود داشته باشد و در نتيجه خوردگي متوقف ميشود
در سازههاي بتني بسته به غلظت كلرور ، اكسيژن و. افزودنيهاي شيميايي ديگر اختلاف ، پتانسيل بين آند و كاتد معمولاً در محدوده 20 تا 500 ميلي ولت تغيير ميكند .
جهت ايجاد حفاظت كاتدي ، به جريان الكتريسيته نيازمنديم كه معمولاً مقدار آن جهت هر متر مربع از بتن مسلح در حد ميلي آمپر است . مثلاً انرژي مورد نياز جهت حفاظت كاتدي سازة بتن مسلحي با 900 متر مربع مساحت برابر انرژي مورد نياز جهت روشن كردن يك لامپ 150 واتي است .
اولين بار در دهه 1945 ـ 1955 براي كنترل خوردگي فولادهاي داخل بتن خطوط لولة بتني ، از روش حفاظت كاتدي استفاده گرديد . در سال 1959 استراتفول اولين سيستم حفاظت كاتدي را كه جهت محافظت آرماتورهاي تيرهاي بتني پلي در اتوبان مورد استفاده قرار گرفته بود گزارش نمود ( استراتفول 1974 ) . از دهه 1970 تا كنون روشهاي گوناگوني با تكنولوژيهاي متفاوت جهت حفاظت كاتدي سطح پلها مورد استفاده قرار گرفته است . اين روشها عبارتند از : آندهاي بشقابي با روكش رسانا ، روكشهاي رسانا از جنس آسفالت ككي ، آندهاي ميلهاي داخل بتن يا شكافهاي اطراف ، توسط مواد پليمري رساناي جريان برق احاطه شدهاند . در طي دهة 1980 از سيستمهاي آندي كه توسط بتن كاملاً پوشيده شدهاند استفاده شده كه اولين موارد آنها عبارتند از : اليس وكلسن ( 1980 ) جكسون ( 1982 ) شكل و مانينگ ( 1985 ) تورگئن ( 1984 ) براون اولين كسي بود كه از پوششهاي رسانا جهت حفاظت كاتدي سازههاي بتني ( در ايالت فلوريدا ) در سال 80 ـ 1981 استفاده نمود . وي قبلاً بتن رسانا را كه مثل آند است ابداع كرده بود ( 1974 ) سيستمهاي مختلف زيادي با استفاده از فلزات ، پوششهاي رسانا ، با شبكه كابلهاي پليمري رساناي جريان برق ايجاد شدهاند ، آنها داراي مزاياي متنوعي هستند و درجات موفقيتشان هم متفاوت است اما امروزه تمامي سيستمهاي حفاظت كاتدي كه در كنترل خوردگي آرماتورها مؤثرند داراي مشخصات زير هستند .

