وزارت بهداشت, درمان و آموزش پزشکی

معاونت سلامت

مرکز سلامت محيط و کار

 

 

 

 

 

 

 

راهنمای مديريت ضايعات زلزله

 

 

 

 

تهيه و تنظيم:

محراب آقازاده - كارشناس ارشد بهداشت محيط

تحت  نظارت:

 دكتر احمد جنيدي جعفري – مدير كل مركز سلامت محيط و كار

 

اقتباس از طرح آقاي دكتر قاسمعلي عمراني با عنوان مرحله اول نقش شيوه هاي جمع آوري و دفع مواد زائد جامد قبل و بعد از بلاياي طبيعي(زلزله) در استان كرمان

سال 1385

راهنماي مديريت ضايعات زلزله

مقدمه:

زلزله داراي درجات مختلفي از شدت و ضعف است واين درجات مختلف ميتواند ضايعات متفاوتي بدنبال داشته باشدكه به نوبه خوددر( بلندمدت و يا كوتاه مدت) رفع ضايعات را مي طلبد. بقاياي باقيمانده از شديدترين آنها ممكن است آنچنان گسترده و زياد باشد كه تمام راه حلهاي مديريتي مواد زائد را عملاً ناتوان كرده و جوامع را مجبور به استفاده از راه حلهايي نمايد كه در شرايط عادي قابل قبول نيستند. مي توان چنين بيان كرد كه روش هاي استاندارد و معمول دفع مواد زائد براي كنترل حجم وسيع ضايعات بجا مانده از زلزله كافي نيست. ازطرفي در سيستم مديريتي، پيش بيني و اتخاذ تدابير مقابله با ضايعات قبل از اقدامات دفعي و همچنين پيشگيري جهت كاهش توليد ضايعات از اهم مسائل مي باشد.

هر جامعه اي كه احتمال مواجه شدن با زلزله(و يا هر بلاي ديگري كه حجم ضايعات زيادي را در بر خواهد داشت)را احساس مي كند، بايد تدابير مديريتي مقابله با ضايعات را پيش بيني نمايد.

درزمان بكارگيري تجربيات گذشته، بايد شباهت ها و تضادهايي كه درمقايسه با كشور ما وجود دارند مد نظر قرار گيرند.

موارد ذيل نياز به ساماندهي دارند:

1- مديريت بحران(امداد)

2- آموزش

الف. آموزش عمومي

ب . آموزش نيمه تخصصي

3- ايمن سازي سازه ها و تأسيسات حياتي در برابر زلزله

سازه ها را مي توان به چهار دسته تقسيم كرد:

الف. ساختمانهاي مسكوني و اداري

ب . ساختمانهاي مهم (مراكز حكومتي ، امنيتي، نظامي، مدارس ، بيمارستانها)

ج . ساختمانهاي صنعتي و سازه هاي خاص مثل(كارخانه ها،‌ نيروگاهها، پلها، سدها و ...)

د . تأسيسات شهري: شامل آب، برق، گاز، تلفن و ....

ضروري است تأسيسات حياتي از درجه ايمني بالائي برخوردار باشند تا در زمان وقوع زلزله دچار آسيب نشوند.

يكي از وظايف عمده ساماندهي مديريت بعد از وقوع زلزله، بينش عميق و موشكافانه به شرايط بهداشتي بازماندگان است. آنها كه از زلزله جان سالم بدر برده اند ممكن است داراي روحيه اي بسيار ناپايدارند. به بهداشت فردي بي توجه مي شوند، زباله هاي بازمانده از موادغذايي را در گوشه و كنار ريخته و موجب تجمع حشرات، سوسري، موش و .... مي شوند. هجوم اين حيوانات به اماكن مسكوني خود موجب بيماريهاي همه گير خواهد شد. لذا يكي از وظايف عمده مديريت ساماندهي بعد از وقوع هر زلزله تشكيل ستاد ساماندهي زباله و ضايعات است.

دفع ضايعات بعد از وقوع زلزله شامل دفع مواد زائدميباشد كه اين مواد نيز به نوبه خود شامل:

مواد زائد توليدي در اردوگاهها(مانند مواد دفعي انسان، فاضلابهاوديگر مواد زائد است) است كه اگر به طريقه صحيح جمع آوري و ساماندهي نشود مي تواند مشكلاتي را در محلهاي تجمع بازماندگان زلزله مانند:

1.ايجاد محلهاي زاد و ولد مگس و ساير حشرات

2.ايجاد بوهاي نامطبوع

3.آلودگي خاك و منابع آب

4.آلودگي موادغذايي توسط حشرات ناقل و گرد و خاك

5.افزايش بروز بيماريهاي خاص مثل بيماري روده اي ، كرمي و عفوني و ايجاد اپيدميها

بوجود آورد كه موجب ابتلاء جامعه به بعضي از بيماريها خواهد شد. وجود موادغذايي مناسب، رطوبت كافي و گرماي لازم در زباله هاي جامد خانگي،محل مناسبي براي رشد و تكثير حشرات خواهد بود كه البته مقابله با آنها كار آساني نيست.

يكي از شايعترين و مخاطره انگيزترين بيماريهاي ناشي از عدم كنترل زباله كيست هيداتيك است. اين بيماري يكي از بيماريهاي شايع انگلي در ايران است كه در ارتباط مستقيم يا غيرمستقيم با مدفوع سگ و رشد لارو(اكي نوكوكوس گرانولوزوس)است. هر سگ بيمار قادر است روزانه ميليونها تخم اين انگل را همراه با مدفوع رها كند. مزارع و چراگاههاي آلوده به اين تخم انگل مي توانند از طريق خوردن علوفه توسط دام،انگل را از دام به انسان انتقال دهند.

موشها قادرند بيماريهاي گوناگوني را به انسان منتقل كنند كه مهمترين آنها طاعون است. بيماريهاي مننژيت ، سالمونلا، تريشنوز، لپتوسپروزا توسط موش آلوده به انسان منتقل ميشود. موشها از مصرف كنندگان زباله هاي شهري هستند و چون در محيطهاي انساني وارد مي شوند، ميتوانند عامل انتقال بيماري باشند.

بنابراين دفع مواد زائد جامد به طريق بهداشتي مبحثي است كه بعد از وقوع زلزله بايد بشدت به آن توجه نمود.

-      لزوم تشكيل واحد مديريت ضايعات در شرايط اضطراري

-      بازيافت اولويت اول در مديريت ضايعات

اگر ضايعات به خوبي بازيافت شوند، 80 تا 90 درصد كاهش حجم خواهيم داشت.

فوايد بازيافت عبارتند از :

1)حفظ منابع و انرژي

2)حفظ آلودگي محيط

3)كاهش حجم مواد دفعي

4)صرفه اقتصادي : هم از نظر اينكه در سيستم دفعي خود با فروش محصولات روشي درآمدزا ايجاد كرده ايم و هم به دليل اينكه ممكن است مسير توليد مواد بازيافتي نسبت به پروسه توليد مواد مشابه خود ،كه از منابع و مواد خام تأمين مي شود كوتاهتر و ارزانتر ميباشد،بازيافت ضايعات مقرون به صرفه ميباشد.

طرح بازيافت در مديريت ضايعات بايد براساس تجزيه و تحليل هزينه و فايده صورت گيرد. در اين تجزيه و تحليل موارد زير مي بايستي در نظر گرفته شود:

-      تعيين كاربرد ماده بازيافتي و بازار نياز آن

- پايه گذاري فرم و استاندارد قابل قبول جهت مواد بازيافتي كه بتواند جانشين همان ماده از نوع اصلي شود.

- تعيين فرآيندهاي مورد نياز جهت رسيدن به فرم بازيافتي ماده مورد نظر

- هزينه معمول بكار رفته جهت تدارك و تهيه ماده استخراجي در حالت طبيعي و توليد مصالح

- هزينه هاي خردسازي ضايعات ساختماني و حمل آن به جايگاه موقت

- هزينه پروسه هاي بازيافتي اين مواد جهت توليد محصولاتي كه قابل قبول بازار باشد.

- هزينه انتقال و دفع ضايعات باقيمانده غير قابل بازيافت از محل جداسازي به محل دفع نهايي

بنابراين در ابتدا باتوجه به صرفه اقتصادي، بازيافت هر ماده اي را در نظر مي گيريم و سپس با توجه به سؤالات زير نسبت به استراتژي آن اقدام مي نماييم:

-      چه ضوابطي جهت انتخاب ضايعات مد نظر است؟

- چه آزمايشاتي جهت تعيين كيفيت محصولات بازيافتي لازم است و چگونه بايد صورت گيرد؟

-      حد آستانه مورد قبول بازيافت مواد چه ميزان است؟

تفكيك ضايعات ، لازمه بازيافت

لازمه بازيافت،تفكيك ضايات در محل توليد ضايعات است.در اين خصوص بايد در محل توليد ضايعات تا آنجا كه ممكن است، مواد يكسان و يكنواخت را با هم جمع كرده و به مكانهاي بعدي انتقال دهيم.

تفكيك بايد تا آنجا كه ممكن است در محل توليد ضايعات و سپس در جايگاههاي موقت انجام شود و از جداسازي در مكانهاي دفعي و دورتر پرهيز گردد.

تفكيك ضايعات در محل توليد با مشاركت مردمي و مالكين ميسر خواهد شد.

روشهاي جداسازي

جداسازي ممكن است در محل توليد(به صورت ساده و عمدتاً دستي)، محل انباشت موقت و يا در تأسيسات بازيافت(داراي تجهيزات پيچيده تر)صورت گيرد. به طور كلي تكنيك ها و تجهيزاتي كه در امر جداسازي بكار مي روند عبارتند از:

1)جداسازي دستي

2)جداسازي با سيال : از طريق شستشو با آب و يا ته نشيني و غوطه ور سازي در سيال

3)آسياب(خردكن)

4)سرند(غربال): جهت جداسازي مواد خورد شده با اندازه هاي دلخواه

انواع سرند عبارتند از :سرند لرزان _ سرند استوانه اي گردان

5)جداسازهاي گرد و خاك: عبارتند از: هودها و فيلترها، سيكلونها و ...

6)جداكننده هاي مغناطيسي : براي جداكردن قطعات آهني

7)جداسازي بادي: براي جداسازي ذرات سبك

8)جداسازي الكترونيكي: در حالت هاي مختلف جداسازي مي توان از علم الكترونيك استفاده كرد. مثلاً جهت تشخيص اندازه ذرات، تشخيص فلزات آهني و غيرآهني، تعيين رنگ اجسام و غيره.

9)جداسازي پرتابي: باتوجه به وزن و اندازه حركت ذرات آنها را جدا مي كند.

مراحل بازيافت و استفاده از مواد بازيافتي

بازيافت بتون و استفاده مجدد ازآن:

بتون غيرمسلح را خورد مي كنند و به منظور مواد پركننده و يا ماده همراه با مصالح (aggregate)جهت تهيه مجدد بتون بكار مي برند. خوردسازي، گستره اي از ذرات با سايزهاي مختلف را بوجود مي آورد ولي معمولاً ذرات درشت تر قابل استفاده خواهند بود. بتون مسلح داراي يك مرحله جداسازي ميل گردها نيز مي باشد.

بازيافت نخاله هاي بنايي غيربتوني :

براي بازيابي مجموعه نخاله هاي غيربتوني به صورت زير عمل مي شود:

بازيافت نخاله هاي بنايي همراه با بتون و استفاده مجدد از آنها:تا آنجا كه ممكن است نخاله هاي بنايي غيربتوني بايستي از بتون جدا شوند. در صورتي كه اختلاط به قدري زياد است كه جداسازي هزينه بر شود، مي توان آنها را خورد كرده و بعنوان گرانول جاده سازي همراه آسفالت بكار برد.

 

 

بازيافت آجر و استفاده مجدد ازآن:درصورتي كه نخاله هاعمدتاً آجر و ملاط همراه داشته باشند، روش زير را مي توان به كار برد:

- حرارت مجدد (Reburning)به منظور جداسازي ملاط همراه با آجرها و همچنين قابل بازيافت كردن آجرهاي كهنه(چندين سال قدمت). در اين پروسه سه واكنش صورت مي گيرد:

1)سيمانهاي سخت شده، در حرارت C ° 500 تجزيه و تخريب مي شوند.

2)تركيبات آهكي سخت شده در حرارت C ° 900مجدداً به حالت قابليت محلول در مي آيند.

3)آجر در حرارت C ° 1000 - C °  1060 مجدداً سخت و مستحكم مي شوند.

- تجربيات ثابت كرده كه بعد از مرحله فوق آجر به راحتي و توسط فرآيند ساده فيزيكي از ملاط خود جدا مي شود بنابراين مي توان ازسرند لرزان حاوي روزنه هايي با سايزهاي مختلف ريز به درشت استفاده كرد. بنابراين ملاط ها در ابتداي مسير و پاره آجرها و قطعات كوچك آجر در انتهاي مسير از سرند جدا مي شوند . آجرهاي سالم و درشت نيز در صفحه سرند باقيمانده و جمع آوري مي شوند.

-      مرحله دميدن هوا جهت تميز كردن آجرهاي سالم

بنابراين محصولات بدست آمده عبارتند از:

-      آجرهاي كامل

-      آهك و ماسه ملاط

- خورده و پاره هاي آجر كه آنها را معمولاً در جدارسازي داخلي بناها بكار مي برند.

- آهك و ماسه ملاط جداسازي شده بعد از آبدهي و آناليز جهت امكان استفاده مجدد مي تواند بكار گرفته شود.

- پاره آجرها و خورده هاي آنها پس از خوردسازي مانند روش بازيافت نخاله هاي غيربتوني مورد استفاده قرار مي گيرند.

 

 

بازيافت آسفالت پوششي و استفاده مجدد ازآن

آسفالت هاي پوششي جهت فرش كردن معابر و خيابانها و مانند آن بكار مي روند. جهت بازيافت آن به صورت زير عمل مي شود:

 

 

                                                آسفالت

 

                  حرارت در C °140- C °160

 


افزودن گرد و غبار 

               اختلاط و تلاطم به مدت 2-3 دقيقه

 


                             غربال و الك كردن

 


بازيافت ذرات آسفالتي                                جداسازي ذرات درشت و ريز

       مورد استفاده                                                                    مورد استفاده                        

 

بسترسازي راهها و يا مخلوط با مواد

داخل توليدي آسفالت جديد جهت فرش

كردن خيابانها و جاده ها

 

همراهي كننده با ساير مصالح و يا فرش كردن جاده ها و همچنين همراه سيمان جهت توليد بتون بكار مي رود.

 

 


مراحل بازيافت آسفالت

باافزودن گرد و غبار و اختلاط مي شود خاصيت چسبندگي آسفالت رااز بين برود ودر اين صورت جداسازي ذرات موجود در آسفالت براحتي انجام خواهد گرفت.

بازيافت آهن آلات

قطعات آهني، درب و پنجره ها، تيرچه ها ، ميل گردها و .... به كارخانه ذوب آهن فرستاده مي شوند تا مجدداً مورد بازيافت قرار گيرند.

بازيابي شيشه و فلزات غيرآهني

بازيافت اين مواد با توجه به مقدار كم آن نسبت به انبوه نخاله هاي زلزله ، مانند روش هاي معمول و كلاسيك مواد زائد  شهري مي باشد.

بازيافت قطعات چوب و درختان شكسته شده

درصورت قابل استفاده بودن درختان در صنايع چوب از آنها استفاده مي شود. در غير اينصورت همراه قطعات چوبي ديگر جهت بازيابي انرژي به تسهيلات احتراقي و زباله سوزها هدايت مي شوند.

بازيافت بعضي مواد ممكن است براي يك جامعه به صرفه نباشد و يا اينكه تغييراتي لازم داشته باشد. از طرفي استفاده هاي كاربردي ديگر علاوه بر موارد ذكر شده مي تواند با خلاقيت متخصصين و نياز كشور و ديگر امكانات موجود بكار گرفته شود.

ميتوان سيمان و آسفالت را خورد كرده و تا 15% با خاك مخلوط نموده و آن را براي بسترسازي جاده ها به فروش رساند. خاك را براي پوشش سطوح دفن بهداشتي و اصلاح خاك مورد استفاده قرار داد. چوب را خورد ساخته و قطعات متشكله و قابل استفاده تزئيناتي آن را جدا كرده و ديگر زوائد درشت را براي كمپوست و يا سوزاندن بكار برد.

 شيشه هاي شكسته رامي توان خرد كرده و به عنوان ماده اوليه جهت تهيه موزائيك و سنگفرش  سطح خيابانها و يا همچنين جانشيني براي ماسه در پوشاندن و آسفالت جاده هاي پر رفت و آمد استفاده كرد.

ميتوان قطعات بتوني نسبتاً بزرگ را جهت سدبندي كنار رودخانه ها به كار برد و قطعات كوچكتر را در صورتي كه يكنواخت باشند در بسترسازي جاده ها، پوشش خاك، پركردن اراضي و تسطيح و غيره استفاده كرد.

ميتوان نخاله هاي بنايي همراه با بتون و يا غيربتوني را بدون هيچگونه عملياتي جهت پركردن اراضي و تسطيح و يا زيرسازي پوشش هاي خاكي مورد استفاده قرار داد.

در امر بازيافت، كليه نخاله ها مي توانند بدون هيچ كم و كاستي استفاده گردند. تنها مورد نياز مامنبع انرژي مي باشد كه مي تواند به عنوان مسئله اصلي هزينه بري پروسه بازيافت تلقي شود.

تفاوت مواد و مصالح بازيافت شده با همتاي آنها قبل از مصرف

1.سايز: مواد و مصالح بازيافتي شكلهاي ناموزون و غيرطبيعي تري نسبت به نوع اصلي خود دارند.

2.دانسيته : مصالح بازيافتي دانسيته كمتري دارند.

3.خاصيت جذب آب : خاصيت جذب آب در مصالح بازيافتي بيشتر است.

4.دوام : آزمايش نشان مي دهد كه در شرايط پايين تر از نقطه ذوب و انجماد مصالح بازيافتي دوام بيشتري دارند.

اقدامات مديريتي در زمينه ضايعات، قبل و بعد از وقوع زلزله

دو عملكرد مديريتي در رابطه با ضايعات زلزله وجود دارد:

1)اقدامات پيش از وقوع

2)اقدامات پس از وقوع

اهميت پيشگيري جهت كاهش ضايعات

اصول پيشگيري و كاهش بر مبناي ساخت و ساز و طراحي ساختمانها و تأسيسات طبق استانداردهاي مهندسي زلزله مي باشد.

جهت پيشگيريهاي پيش از زلزله توجه به مسائل زير لازم است:

1.توجه به ساخت و سازهاي ضد زلزله اي ساختمانها و تأسيسات(برق _ گاز_‌آبرساني و جمع آوري فاضلاب _‌تصفيه خانه ها _ دفع زباله و ....)

2.جلوگيري از ساخت و ساز بناها بر روي خطوط گسل زلزله

3.پايدار كردن مقاومت بناهاي قديمي و احياء و بازسازي آن

4.رعايت اصول شهرسازي نوين و راههاي ارتباطي

5.منظور كردن جايگاههاي ذخيره اي چند منظوره در شهرها(به منظورهاي پناهگاه، خانه هاي موقتي، تل انبار نخاله هاي حوادث و .....)

6.ساخت تأسيسات دفع مواد زائد در اماكني كه آسيب هاي وارده به جاده و پلهاي ارتباطي تأثيري روي كار آنها نداشته باشد.

7.تشويق و يا الزام صنايع و كارخانجات توليدكننده مواد و مصالح ساختماني به توليد محصولات استاندارد، قابل بازيافت و عادي از تركيبات آلاينده و مضر و غيرقابل بازيافت.

مناطق زلزله خيز واقع در نقشه ها مي بايستي مجدداً تجديد نظر شود تا نقاطي كه سابقه زلزله نداشته اند و يا در گذشته هاي دور به وقوع پيوسته اند را نيز جزو مناطق زلزله خيز منظور نمايند.

مقاومت در برابر زلزله ساختمانها مورد توجه واقع شود و مناطقي كه ممكن است ويراني هاي بيشتري داشته باشند تحت پايش و بررسي قرار گيرند.

تلاش جديدي جهت استحكام و بازسازي و احياي ساختمانهاي قديمي صورت گيرد تا نسبت به زلزله مقاومت بيشتري نشان دهند.

پيش بيني و برنامه ريزي اصولي در راستاي مديريت ضايعات توليدي

از آنجا كه زلزله ممكن است حجم بسيار گسترده اي از ضايعات را به وجود آورد بنابراين بايد در مورد بدترين شرايط آن طراحي انجام شود. هر طرح بايد مشتمل بريك راهبرد همراه با جزئيات در مورد مجموعه ضايعات احتمالي، مناطق نگهداري و ذخيره سازي موقت، بازيافت، دفن، شناسايي مواد زائد خطرناك و كنترل، اجرا و پخش اطلاعات براي عموم، منابع و نيروي انساني، ابزار و تجهيزات، سرمايه و هزينه ها و غيره باشد.

اقدامات بعد از وقوع زلزله

اقدامات پس از وقوع را مي توان طي چهار فاز انجام داد:

الف -  برنامه ريزي اجرايي مديريت ضايعات

ب -  عمليات اجرا

ج -  كنترل و پايش در حين عمليات

د - تهيه گزارش نهايي، ارزشيابي

در حين عمليات اجرا، كنترل و پايش صورت مي گيرد كه ممكن است منجر به تغيير استراتژي و برنامه ريزي قبلي گردد.

برنامه ريزي اجرايي مديريت ضايعات

برنامه ريزي مديريت ضايعات بلافاصله بعد ازوقوع زلزله انجام مي شود. در اين برنامه از پيش طرحهاي تهيه شده  قبل از زلزله كمك گرفته وآنرا مورد بررسي و بازبيني قرار مي دهند و در فيلد اجرايي به طور دقيق و جزئي تر تدوين و به مورد اجرا مي گذارند. طرح مزبور بايد قابل انعطاف باشد.

در فرآيند اجرا بايد به طور متناوب بازبيني انجام شود و نواقص و تغييرات غيرقابل پيش بيني را چه در هدف طرح و چه در هنگام اجرا تشخيص دهيم. در طراحي نياز به كارشناسان باتجربه در زمينه مديريت ضايعات داريم كه بدانند در شرايط اضطراري چه تنوع ضايعاتي خواهند داشت و استراتژي هاي مديريتي آن چه خواهد بود. چه در آمادگي زلزله و چه در برنامه ريزي اجرايي بعد آن ، نياز به ارزيابي از مناطق تحت پوشش داريم. بعد از وقوع زلزله اين امر تنها به مناطق آسيب ديده از زلزله منحصر مي شود و نتيجه دقيقتري را در برخواهد داشت. در بين ارزيابي ها، ارزيابي از بناها داراي اهميت ويژه است. لذا توضيح مختصري از مراحل آن لازم مي باشد.

ارزيابي سريع:

اولين مرحله از ارزيابي است و هدف آن حفظ سريع سلامت و امنيت بوده و بر پايه بازديد و بينش منطقه ميباشد. براي هر ساختمان بازرسي پيش بيني شده حدود 10 تا 20 دقيقه در نظر گرفته مي شود.

ارزيابي جزئي:

اين سطح از ارزيابي به منظور تعيين زيانهاي وارده بر ساختمانهايي است كه همچنان بعد از ارزيابي اوليه در شبهه باقي مانده اند. انجام آن بر مبناي بازديد از كل ساختمان، بيرون و درون آن مخصوصاً سيستم سازه اي آن مي باشد. اين نوع ارزيابي اطلاعات بيشتري درباره ساختمان به ما مي دهد و با آن مي توان فهميد كه آيا ساختمان مورد نظر احتياج به بنايي و بازسازي دارد و يا بايد تخريب شده و مجدداً ساخته شود. در اين مرحله براي هر ساختمان 4-1  ساعت زمان بازرسي در نظر گرفته مي شود.

ارزيابي مهندسي:

زماني كه ساختمان آسيب ديده را نتوان فقط از طريق بازرسي و مشاهده بررسي كرد، ارزيابي مهندسي مورد نياز خواهد بود. اين ارزيابي باتوجه به تكنيكهاي مهندسي و با مسئوليت صاحب ساختمان صورت مي گيرد. زمان آن براي هر ساختمان ممكن است چند روز در نظر گرفته شود. بهمين دليل اين مرحله را نميتوان به عنوان يكي از فعاليت هاي اورژانسي بعد از وقوع به حساب آورد.

در ارزيابي خسارت كه رابطه مستقيم با ضايعات دارد، دو فاكتور مهم موردنياز است:

1) سرعت 2) قابل اطمينان بودن

راهنمايي كلي و بين المللي جهت اينگونه ارزيابي ها باتوجه به شرايط منطقه اي، فرهنگ، ‌اقتصاد، تكنولوژي، سياست و .... براي هر كشوري فرق مي كند . با اين حال در اين راهنمايي 3 فاكتور مورد نظر است:

- چگونه تعيين خسارت نماييم؟ كدام مناطق را مد نظر داشته باشيم و فرم هاي مربوط به ارزيابي را چگونه تكميل نماييم؟

- چگونه سطـــوح مختلف خسارات را باتوجه به پارامترهـــــاي كمي و كيفي طبقه بندي نماييم؟

-      چگونه از امكانات موجود جهت ارزيابي استفاده نماييم؟

ارزيابي از بناها اطلاعات زير را در اختيار ما قرار مي دهد:

-      قابل استفاده بودن بنا

-      نياز ساختمان به تعميرات و نوسازي

-      نياز به تخريب و احداث مجدد بنا

-      حجم و تنوع ضايعات باتوجه به ساختمانهاي تخريب شده

-      خسارات مالي

- ارزيابي در نهايت منجر به راهكارهاي جديد جهت استانداردهاي مقاومتي ساختمانها در برابر زلزله خواهد شد.

ملاحظات زير در پيش طرح و همچنين برنامه ريزي اجرايي مورد توجه است:

تعيين كميت ضايعات و انواع آن

تخمين نوع و مقدار موادي كه از زلزله و يا عمليات تخريبي بعد آن به جـــــا مي ماند به منظور تعيين بالقوه نيازهاي عمليات و انتقال مي تواند مفيد باشد.

عموماً در مرحله پيش طرح تنها مي توان تخمين از نوع مواد حاصله از زلزله را پيش بيني كرد.

تعيين نيازهاي عملياتي و تسهيلات

نيازهاي عملياتي را ميتوان در 5 مرحله زير تعيين كرد:

الف. عمليات تخريبي مصنوعي

ب . جمع آوري و جداسازي اوليه ضايعات

ج . حمل

د . ذخيره موقت و جداسازي ثانويه

هـ . بازيافت و دفع

استفاده بهينه از تسهيلات از اولويت هاي برنامه ريزي مي باشد.

مراحل عملياتي و استراتژي آن باتوجه به فاكتورهاي زير طراحي مي شود:

-      حجم و تنوع ضايعات

-      تسهيلات موجود و توانايي سيستم ها

-      بودجه

-      نيرو و تجهيزات

-      زمان مورد نظر براي بازسازي منطقه

-      وسعت منطقه

-      نيازهاي آينده

-      ديگر پارامترها

 

عمليات تخريبي مصنوعي

عمليات بايد با دقت و ايمني بسيار انجام گيردو در مرحله ارزيابي، بناهاي مورد نظر جهت تخريب تعيين مي گردند.

جمع آوري و جداسازي اوليه

هر چه جداسازي نخاله هاي ساختماني به محل توليد نزديكتر باشد،از نظر زماني و مكاني به صرفه تر خواهد بود.

امتناع از اختلاط زوائد آسفالتي با بتون در حين عمليات تخريب بناها و جمع آوري، راحتي بازيافت اين مواد را نسبت به حالت مخلوط آن در بر خواهد داشت.

شناخت نوع و محل نخاله ها و حدود عمل قبل از اعزام افراد براي جمع آوري بسيار حائز اهميت است. اين امر باعث مي شود كه بتوان انواع مشابه نخاله ها را با هم قرار داد. نتيجه اين امر حمل بار كامل از مواد مشابه به ايستگاه جداسازي و افزايش همانندي مواد جهت بازيافت خواهد بود. فرستادن گروهي خبره به منطقه براي شناسايي منظور فوق لازم است.

جداسازي مواد زائد خطرناك(ويژه): آمادگي جهت جداسازي اين مواد(مانند رنگها، چسب ها، پنبه نسوز، تير و ....)و ارائه سيستم دفعي مربوط به آن از جمله مهمترين و مقدم ترين نيازهاي عملياتي جهت دفع ضايعات است. اين مهم براي حفظ سلامتي و بهداشت ساكنين محلي، كارگران و امدادگران لازم مي باشد. جهت اين منظور مي بايستي يك واحد كنترل وجود داشته باشد.

حمل

كاميونهايي مخصوص براي هر نوع از زوائد در نظر گرفته شود.به طوري كه ضايعات در مبدأ جدا شده و دركاميونهاي مربوطه بارگيري شوند.(مانند كاميون مخصوص الوار،آجر و ...)

با چنين تمهيداتي شهر ظرفيت بازيافت خود را تا حداقل 10300 تن در روز افزايش خواهد داد.

حمل ضايعات به دو صورت انجام ميگيرد:

-      حمل از محل توليد به محل ذخيره موقت، سپس به محل دفع نهايي

-      حمل از محل توليد به محل دفع نهايي

در حمل ضايعات و انتخاب مسير مي بايست مسائل زير مد نظر قرار گيرند:

-      كوتاهترين مسيرها به محل انباشت موقت و دفع انتخاب شود.

- راه ارتباطي مي بايست حتي المقدور بار ترافيكي را تحمل كند و مشكلات حمل و نقلي را كاهش دهد.

- بار كاميون حمل شده ميبايست پر باشد و از رفت و آمدهاي غيرمجاز در مسيرها خودداري شود.

- تناسب لوازم و وسايط جمع آوري با ميزان و نوع ضايعات رعايت شود.

-      درصورت نياز، حمل ضايعات توسط قطار يا كشتيها انجام گردد.

- ضايعاتي كه غيرقابل بازيافتند، حتي المقدور سعي شود مستقيماً در محل توليد جداسازي شده و به محل دفع نهايي انتقال يابد و از تخليه و بارگيريهــــــاي بي مورد در محلهاي مختلف خودداري شود.

-      از تخليه و بارگيريهاي پياپي حتي المقدور خودداري شود.

ذخيره موقت و جداسازي ثانويه

- جايگاه موقت ذخيره: وجود جايگاههاي ذخيره ضايعات در شرايط اضطرار بر خلاف موقعيت غيربهداشتي آن در مديريت مواد زائد شهري، به منظور تفكيك و جداسازي ثانويه بعد از محل توليد و همچنين كاهش شوك حاصل از حجم وسيع ضايعات بسيار مؤثر مي باشد.

- جايگاههاي محلي در دسترس و مناسب، به كارگران جمع كننده اجازه مي دهد تا زمان سفر كاهش يابد و بدينوسيله خيابانها سريعتر پاكسازي شوند. عاملان حمل زباله جايگاه موقت مي توانند ضايعات را براي بازيافت، كمپوست،ودفن تقسيم بندي كنند. قبل از وقوع زلزله مي توان محل هاي باز در دسترس را فقط تخمين زد. بعد از وقوع در انتخاب جايگاه مي بايست افرادي را جهت ارزيابي به منطقه ارسال كرد تا مكانهاي خالي و حتي المقدور نزديك به حادثه را پيدا كنند. از پارك ها، ميدانهاي ورزشي، امكنه خالي، سواحل و غيره مي توان براي اين منظور استفاده كرد.

در انتخاب جايگاه معيارهاي زير مورد نظر هستند:

·       جوابگويي به حجم ضايعات تحت پوشش خود

·       بعد مسافت و امكان رفت و آمد در مسير ارتباطي

·       رعايت شرايط بهداشت محيطي

·       عدم آسيب رساني به مناطق حساس زيست محيطي

·       عدم مزاحمت براي محيط اطراف

 

همچنين تعيين جايگاههاي ذخيره موقت با الزامات زير همراه است:

o       وجود نياز به مناطق ذخيره موقت

o       تهيه فهرست از تمام مناطق ذخيره اي ممكن(عمومي _ خصوصي)

o  مكانهايي كه قبلاً با آنها موافقت شده و آنهايي كه داراي پروانه هستند مقدم بوده و به محض وقوع فاجعه فعال مي شوند.

o  مشخص كردن پروانه و موافقت مورد نياز و زمان مورد احتياج به منطقه مزبور

o  توسعه طرح عملياتي در جايگاه ذخيره موقت و تصميم گيري درباره نوع و سطح ارزيابي و نظارت بر اجرا

o       توسعه طرح استقرار مجدد جايگاه

انتخاب بهينه جايگاه موقت باعث افزايش ظرفيت كار تجهيزات و منابع و نيروي انساني در هنگام جمع آوري ضايعات مي گردد.

بازيافت و دفع

تأسيسات بازيافتي (مواد، انرژي و تهيه كمپوست)و در نهايت دفن بهداشتي آخرين مرحله از عمليات مي باشند. ضايعات تفكيك شده در تأسيسات بازيافتي مربوط به خود مورد بازيابي قرار مي گيرند و زوائد آنها به همراه ضايعات از پيش تفكيك شده جهت دفن به محل هاي دفن بهداشتي فرستاده مي شوند.

باتوجه به شرايط جغرافيايي جهت دفع نهايي ضايعات در ايران مناسبترين روش، دفن بهداشتي است.

ضايعات چوبي  داراي ارزش حرارتي بالا براي كاهش حجم مي توانند سوزانده شوند.(در صورت عدم دسترسي مناسب و مقرون به صرفه به صنايع چوب و نئوپان)

درصورتي كه ضايعات با درصد بالاي مواد آلي قابل تجزيه نيز جداسازي شده باشند، فرآيند كمپوست را نيز مي توان بكار گرفت. بنابراين هر روش دفعي كه بتواند با صرفه بوده و در كاهش دادن حجم ضايعات مفيد باشد، مورد تأكيد است.

تعيين نيروي انساني لازم و تجهيزات مورد نياز

تخمين نيروي انساني و تجهيزات قبل از وقوع فاجعه با هر دقتي تقريباً غيرممكن است ولي به هر حال بايد مد نظر قرارگيرد. تعيين تجهيزاتي كه در حال حاضر در دسترس هستند و مي توانند در زمان فاجعه مورد استفاده قرار گيرند، بسيار مفيد است. نيروهاي انساني اجراكننده نيز بايد مشخص باشد. (نيروهاي امداد دولتي _ سازمانهاي خيريه و امدادگر و مقاطعه كاران بايد با عملكردي هماهنگ به امر جمع آوري و دفع ضايعات اقدام نمايند. ايجاد اين هماهنگي از جمله اهم برنامه هاي مديريت ضايعات مي باشد.

فرهنگ سازي و نهادينه كردن رفتار آحاد مردم به شكلي صحيح و سپس قانونمندي اجتماعي براي كنترل و هدايت امور به سمت و سوي مورد نظر بازيافت و مديريت آن بهترين روش است.در تشويق و تنبيه، اختصاص هزينه هايي به منظور تشويق و پاداش جهت مشاركت مردمي در امر تفكيك در محل در جاي خود لازم ميباشد. براي جمع آوري ضايعات از محل هاي توليد از مالكين مي توان بهره گرفت.

مالكين بايد ضايعات ملك خود را در كنار خيابان باندازه يك ماشين پارك شده قرار دهند. مواد را جداسازي كنند. سيمان و آسفالت، خاك، آجرهاي قرمز، چوب و ديگر مواد از يكديگر تفكيك شده و در كنار جداول قرار گيرند.

شيوه ديگر ترتيب دهي نيرو براي جمع آوري و دفع را مي توان به صورت زير برنامه ريزي نمود:

- ضايعات تسهيلات عمومي آسيب ديده توسط ارگان مسئول آنها جمع آوري و دفع شود.

- ضايعات ساختمانهاي تجاري و شركتها توسط مالكين(و در صورت فوت مالك توسط اقوام آنها)جمع آوري و دفع شود.

- ضايعات منازل و ساختمانهاي شخصي به وسيله شهرداري جمع آوري و دفع شود. يا همانطور كه گفته شد ضايعات توسط مالكين منازل شخصي جمع آوري و توسط شهرداري برداشت و دفع شود.

به طور كلي روشهاي مختلف استفاده ازنيروهاي انساني و تجهيزات باتوجه به مسائل زير شكل ميگيرد:

o      صرفه اقتصادي

o      صرف زمان

o      امكانات در دسترس

o      تسهيلات

o      فرهنگ همكاري و انجام امور به نحو مطلوب

o      ساير موارد

برآورد هزينه هاي عملياتي و تأمين بودجه

اينكه چه ميزان بودجه در اختيار داريم و چه مقدار مي توانيم كمك بگيريم، از جمله مسائل اين قسمت مي باشد. توان مالي مي تواند كليه مراحل برنامه ريزي جهت اجرا را تحت الشعاع خود قرار دهد.

بازاريابي جهت فروش مواد بازيافت شده

به منظور طراحي قبل و يا بعد از اجراي مديريت ضايعات زلزله، لازم است كه بازاريابي مواد تفكيك شده و يا حتي بازيافتي را نيز انجام داده و درصورت لزوم قراردادهايي نيز منعقد شود.

در ابتدا فهرستي از خريداران تهيه و جهت توافق در فروش با آنها مكاتبه و قراردادها منعقد گردد. نوع مواد مورد استفاده خريداران و همچنين حد تفكيك و يا بازيافت آن نيز مشخص شود.

تدوين اصول و مفاد و تبصره هاي طرحهاي مشاركت و قراردادها

مشاركت دادن مقاطعه كاران خصوصي و ديگر سازمانهاو حتي كمك هاي بين المللي در هر مرحله از اجرا مي تواند در طرح مورد بررسي قرار گيرد. جهت اين امر مي بايست قراردادها منعقد شود.(اين مقاطعه كاران و سازمانها قبل از وقوع شرايط اضطراري ميبايست شناسايي شوند.)

استراتژي ارتباطات و آموزش

راهبردهاي ارتباطات نقش بسيار مهمي را ايفا مي كند. مقامات دولتي نياز دارند تا مراتب و اطلاعات زلزله را در اختيار جامعه قرار دهند. همچنين در رابطه با جمع آوري ضايعات، زمان، مكان و چگونگي آن مردم را مطلع سازند.

بسته به نوع و شدت حادثه، يك جامعه ممكن است برق، خدمات تلفن، توانايي پخش راديويي يا خدمات جرايد و ... خود را از دست بدهد. بنابراين جوامع آسيب ديده بايد حداقل بيش از يك روش ارتباطي را در نظر داشته باشند.

برنامه ريزي جهت نظارت و كنترل

برنامه هاي نظارت و كنترل در طول عمليات لازم است . كنترل و پايش ممكن است در نهايت منجر به تغيير استراتژي و برنامه ريزيهاي قبلي گردد.

هر چه در ايجاد انگيزه و آموزش هاي لازمه در نيروهاي امدادي، كارگران، مردم و .... به نحو احسن و بيشتر كوشش شود، نظارت و كنترل راحت تر خواهد بود.

عمليات اجراء

عمليات اجرا طبق برنامه ريزي اجرايي صورت مي گيرد. زمان اجرا نيز بعد از اتمام عمليات جستجو و فعاليت هاي اورژانس و امدادرساني ميسر است، يعني زماني كه منطقه جهت جمع آوري ضايعات و نخاله ها مهيا شده است.

چند مورد از ملاحظاتي كه مي بايست در طول اجرا رعايت شود عبارتند از:

- در اولين مرحله از اجرا مي بايست مسيرهاي دستيابي به مناطق زلزله زده و سپس مسيرهاي جمع آوري و حمل به مكانهاي ذخيره و يا دفع را هموار سازيم.

- جداسازي آوار در روزهاي اوليه وقوع مي بايست به طور افقي انجام شود نه عمودي . همچنين آوردن تجهيزات و ماشين آلات سنگين(باستثنای موارد خاص وضروري) به محل حادثه در 5-6 روز اول(پس از وقوع)از ضروري نمي باشد.

- در اجرای عمليات مي بايست دارايي هاي شخصي را مد نظر داشت.

- حفظ آرامش و همچنين تعهد و مسئوليت پذيري از مهمترين مسائل حين اجرا است.

-      حفظ بهداشت فردي و جلوگيري از شيوع بيماريها لازم است.

- حفظ نظم و ترتيب در انجام كار(جلوگيري از ريخت و پاش هاي اضافي)و توجه به جنبه هاي زيبايي شناختي

-      توجه به كنترل آلودگي صوتي و سروصداهاي بي مورد

-      حفظ امنيت و آرامش و عدم مزاحمت براي ساكنين

- سمپاشي و ضدعفوني مراكز جمع آوري موقت و دفع در صورت نياز و حفظ بهداشت محيط آن

-      رعايت وضعيت رفاهي و آموزشي پرسنل اجرايي

- رعايت جهت كاهش پراكندگي گرد و خاك و ايجاد تمهيداتي براي كنترل آن از جمله آب پاشي

كنترل و پايش درحين عمليات

ثبت عمليات و هزينه هاي انجام شده جهت كنترل و پايش در حين عمليات لازم است. بازرسان مورد نظر مي بايست به دقت بر عمليات نظارت داشته و آموزشهاي لازم را ارائه دهند و در پايان هر شيفت كاري گزارش عمليات و نقاط قوت و ضعف را تحويل دهند.

تهيه گزارش نهايي و ارزشيابي

در نهايت عمليات، گزارشي از آنچه كه انجام شده و هزينه هاي صرف شده در مقايسه با آنچه كه انتظار داشتيم تهيه مي شود. موانع و تنگناها بررسي و ارزيابي شود و علت و علل آن نيز بيان شود و در نهايت نتيجه گيري از طرح انجام شده صورت گيرد.

در تهيه اين گزارش عناوين اصلي زير لازم است:

§       اهداف برنامه

§       راه حل عملياتي

§       تسهيلات استفاده شده

§  هزينه هاي برنامه(دستمزدها _ تسهيلات دفع و بازيافت _ پيمانكاران _ ‌....)

§       توزين و درصد مواد بازيافتي و دفعي

§       ميزان بازيافت از يك نوع ماده

§  هزينه هاي مصرف شده براي بازيافت در مقابل هزينه هاي تهيه همان ماده از منبع طبيعي

§  ارائه كارآيي اجرا نسبت به برنامه ريزي قبل از اجرا و تغيير استراتژيها با دليل

§       موانع و تنگناها و علت آن

§       نتايج بدست آمده براي اصلاح برنامه

فعاليت هاي بازسازي و عمراني

بعد از پاكسازي و مديريت آن ، جهت بازگرداندن شهر به حالت اوليه نياز به بازسازي داريم. فرآيند بازسازي، جريان جديدي از ضايعات را ايجاد مي كند كه نتيجه فعاليت هاي بنايي و ساخت و ساز است و به ضايعات تخريبي زلزله شباهت دارد.


خلاصه

مديريت ضايعات در شرايط اضطرار يكي از الزامات مهم در پاسخگويي به شرايط ويژه بعد از وقوع زلزله مي باشد. مهم است كه قبل از وقوع بلا، اين مديريت به همراه ديگر تمهيدات مد نظر قرار گيرد. مديريت ضايعات باتوجه به تجهيزات و تسهيلات در دسترس، از جمله برقراري جايگاه موقت ذخيره، كمك رساني، مديريت محلي و منطقه اي، توان مالي و منابع، عمل مي كند. دفع ضايعات مي بايست ازمبدأ مورد توجه قرار گيرند و جهت بازيافت و استفاده مجدد از آن بايد توجهاتي از قبيل حفظ انرژي، حفظ منابع، اتلاف وقت و هزينه مصرفي در مقابل سود از فروش مد نظر قرار گيرد. اين اقدامات طراحي مقدماتي و سازماندهي مديريت ضايعات بلايا را ضروري مي سازد.